چرخه هوش متعادل

 

مغز انسان دارای شبکه ی پیچیده ای از اتصالات می باشد که عواملی چون خانواده ، مهد کودک از تولد تا شش سالگی بر کمیت و کیفیت آنها تاثیر گذار است. اطلاعات فراوانی همواره به این شبکه وارد می شود که در فضایی به نام « ذهن » در حرکت هستند . مهارت استفاده از این فضا « ذهن » ، « هوش » نامیده می شود. به عبارت دیگر، ذهن توانایی بالقوه ای است که توسط هوش بالفعل می شود. از نظر دیدگاه « هوش متعادل » ذهن ، محل اتصال دو پدیده ی روح « غیر مادی » و جسم « مادی » است که در نتیجه ی این پیوند رفتارهای درونی و بیرونی آدمی شکل می گیرد. رویکرد « هوش متعادل » فضای ذهن را به یک چرخه ی هشت قسمتی شامل چهار هوش پایه و چهار هوش جانبی تقسیم می کند.
اولین هوش ، « هوش معنوی » است که منشاء الهام در انسان و روابط ذهن انسان با نظام آفرینش است که به آن « فطرت » نیز می گوییم.
دومین هوش ، هوش جنسی یا غریزه است که مسئول دریافت پیام ها از جسم در رابطه با نیازها است . « هوش هیجانی » منعکس کننده ی پیام های جسمی گرسنگی ، تشنگی و … » و روحی « خشم ، ترس ، شادی و … » در ذهن است . چهارمین هوش پایه ، هوش شناختی است که پیام های دریافت شده از هوش هیجانی را با استفاده از تجربیات و آموخته ها بر پایه ی ارزش ها تحلیل کرده و برای پاسخ فعال می شود.
چهار هوش جانبی نیز عبارت است « هوش خلاق » ، « هوش اقتصادی » ، « هوش جنسی » و « هوش اجتماعی » که هر یک شکل دهنده ی بخشی از مهارت های پایه در انسان هستند. در رویکرد هوش متعادل تلاش بر این است که تعادل در میان چرخه ی هوش های هشت گانه ایجاد شود که در این بین از ابزاری به نام « بازی » با مختصات مشخص و تعریف شده از منظر این رویکرد استفاده می شود .